سرخط خبرها

تعریف اعتماد به نفس چیست؟

تعریف اعتماد به نفس چیست؟

خود باوری یا اعتماد به نفس یکی از شرایط روانی است که شخص در آن بخاطر تجربه‌های قبلی، به توانایی‌ها و استعدادهای خود در موفقیت انجام کارها به‌طور موفقیت‌آمیز اعتماد و باور دارد. خصوصیت دارا بودن اعتمادِ به خویشتن، نقش حیاتی در توسعه و پیشرفت و موفقیت‌های یک فرد می تواند داشته باشد. پژوهشگران دریافتند که برخلاف آنچه تصور می‌شود، اعتماد به نفس کودکان تا سن پنج سالگی کامل نمی شود.

محققان آمریکایی می‌گویند کودکان زمانی که پنج ساله می‌شوند، از احساس اعتماد به نفسی برخوردار هستند که می توان به لحاظ تکامل با بزرگسالان مقایسه کرد. تاکنون گمان می‌رفت که کودکان تا پیش از رسیدن به سنی که به دبستان بروند، کم سن و سال هستند و نمی‌توانند احساس منفی یا مثبت نسبت به خود داشته باشند. تعریف اعتماد به نفس در نگاه اول چندان دشوار به نظر نمی‌رسد.

اکثر ما بارها از عبارت اعتماد به نفس استفاده کرده ایم و در مورد اعتماد به نفس پایین یا اعتماد به نفس بالای خودمان و دیگران هم اظهار نظر کرده ایم. بنابراین ظاهراً گمان می‌کنیم که دقیقاً می‌دانیم از چه چیزی حرف می‌زنیم.

اما وقتی دقیق‌تر این موضوع را بررسی می‌کنید، متوجه می‌شوید که تعریف اعتماد به نفس، چندان هم واضح نیست. در حدی که نویسندگان و سخنرانان بسیاری، اعتماد به نفس و عزت نفس را به جای یکدیگر به‌کار می‌برند و احساس بدی هم ندارند. این در حالی است که اگر دو اصطلاح عزت نفس و اعتماد به نفس می‌توانستند به سادگی جایگزین یکدیگر شوند، دیگر به دو اصطلاح متفاوت نیاز نداشتیم.

 

چرا روانشناسان اصطلاح اعتماد به نفس را دوست ندارند؟

از کتاب های بازاری روانشناسی که بگذرید، در کتابهای علمی روانشناسی کمتر به اصطلاح اعتماد به نفس برمی‌خورید. این اصطلاح آن‌قدر کم به‌کار می‌رود که می‌توانید بگویید: جامعه‌ی روانشناسی، اصطلاح اعتماد به نفس را چندان دوست ندارد.

ریشه‌ی این مسئله هم در این است که اعتماد به نفس، مشخص نمی‌کند که دقیقاً چه حوزه‌ای را مد نظر دارید.
کسی از شما می‌پرسد: اعتماد به نفس شما بالاست؟ شما هم می‌گویید: بله. من اعتماد به نفس بالایی دارم.

بعد از شما می‌پرسد: پس مثلاً‌ می‌توانید با کمی تمرین، یک نقاشیِ زیبا بکشید؟ یا می‌توانید پس از آموزش دیدن، یک خلبان حرفه‌ای شوید؟

ممکن است شما اعتماد به نفس بالایی داشته باشید، اما این اعتماد به نفس در زمینه‌ی نقاشی یا خلبانی نباشد. یا مثلاً ممکن است اعتماد به نفس شما در نویسندگی بسیار بالاتر از سایر کارها باشد، اما در سخنرانی چنین اعتماد به نفسی نداشته باشید.
این‌که همه‌ی موضوعات و مهارت‌ها و فعالیت‌ها را یک‌کاسه کنید و بعد درباره‌ی اعتماد به نفس بالا یا اعتماد به نفس پایین حرف بزنید، بسیار غیردقیق است.

آلبرت بندورا کسی بود که به این مسئله توجه ویژه‌ای داشته و بارها می‌گفت که اعتماد به نفس باید در حوزه‌های مختلف سنجیده شود. مثلاً‌ بپرسیم:

  • اعتماد به نفس تو در سخنرانی برای جمع‌های بزرگ چقدر است؟
  • اعتماد به نفس تو برای نوشتن یک گزارش مدیریتی چقدر است؟
  • اعتماد به نفس تو در زمینه‌ی یادگیری الکترونیکی (بدون حضور در کلاس فیزیکی) چقدر است؟

تفاوت اعتماد به نفس و عزت نفس در چیست؟

اول این‌که اعتماد به نفس باید در حوزه‌هایی که فرد آن‌ها را ارزشمند می‌داند سنجیده شود. یعنی اگر شما دوست‌یابی را یک توانمندی ارزشمند می‌دانید، آن‌ وقت، افزایش اعتماد به نفس شما در دوست‌یابی می‌تواند به افزایش عزت نفس شما کمک شایانی کند.

دومین نکته هم این‌که اعتماد به نفس فقط وقتی به عزت نفس کمک می‌کند که با مولفه‌ی دیگر، یعنی احساس ارزشمندی همراه باشد. کسی که به توانمندی‌های خود باور دارد، اما احساس ارزشمندی ندارد، این توانایی‌ها را نه در راه رشد، بلکه در راه دفاع از هویت و ارزش خود به کار می‌برد. به تعبیر کریستوفر مراک، توانمندی‌ها در این‌جا خرج می‌شوند تا فرد خلاء ارزشمندی خود را پُر کند؛ نه این‌که به زندگی متعادل و تعامل با محیط و جامعه ادامه دهد.

اعتماد به نفس پایین به چه معنا است؟

حال با توجه به مفاهیم اعتماد به نفس اگر کسی گفت که من اعتماد به نفس دارم یعنی با توجه به باور و اعتقادی که دارم می توانم در عموم زمینه‌ها در مواجه با موضوعات پیش رو می‌دانم و می‌توانم و یا با وجود آنکه واقعاً نمی‌دانم اما باور دارم که می‌توانم و کسی که اعتماد به نفس منفی دارد در نظام باورهایش به این اعتقاد قدرتمند رسیده که من نمی‌دانم و نمی‌توانم و حتی متأسفانه با وجود این که می دانم ولی هم چنان نمی‌توانم.

 

راه های افزایش اعتماد به نفس در خود (داشتن اعتماد به نفس بالا)

۱٫ مرحله اول

  • سعی داشته باشید که مسئولیت های خود را در محیط کار و منزل مشخص کنید.
  • تعیین کنید کدام جنبه از نقش هایی را که پذیرفته اید، خوشایندتر بوده و شما را راضی می کند.
  • بخش هایی را که در آن مغایرت و ناسازگاری با نقش وجود دارد مشخص کنید.

۲٫ مرحله دوم

  • چهار راه حل یا جایگزین جهت ایفای مناسب و یا تکمیل نقش به خود ارائه دهید.
  • فواید و زیان های هر یک از این راه حل ها را با خود ارزیابی کنید.

۳٫ مرحله سوم

  • باید اقدامات لازم برای اجرای هریک از راه حل های انتخابی قبلی را انجام دهید. سپس لازم است اهدافی را تعیین کنید و با استفاده از یک رویکرد حل مساله خود را به طور فعال برای حل مسائل درگیر کنید. این رویکرد اعتماد به نفس و عزت نفس شما را افزایش خواهد داد.

دو عنصر اصلی دیگر که به باور و اعتماد به نفس کمک می‌کنند

  • خودکارآمدی
  • عزت نفس

در واقع ریشه، خمیرمایه و ستون اصلی؛ خود کار آمدی و عزت نفس است. ما زمانی احساس خودکارآمدی می‌کنیم که خود را در پیشرفت مهارت‌ها و دست‌یابی به هدف‌هایی را می‌بینیم که در آن حوزه‌های مهارتی از اهمیت برخوردار هستند.

ما اگر باور و اعتماد به خود را یاد بگیریم و در حوزه‌های خاصی تلاش کنیم، حتماً موفق خواهیم شد. هم چنین اعتماد به نفس به ما کمک می‌کند تا چالش‌ها را بپذیریم و هنگام روزهای دشواری‌ کمی سرسخت تر باشیم.
این مسئله با ایدۀ عزت نفس هم پوشانی دارد. عزت نفس یک حس کلی‌تر است که به‌وسیلۀ آن می‌توانیم با آن‌چه که در زندگی‌مان می‌گذرد، کنار آییم و این‌که حق داریم خوشحال باشیم. بخشی از این احساس ناشی از تائید اطرافیان ماست که ممکن است چندان تحت کنترل ما نباشد.

با این وجود می‌تواند ناشی از این حس باشد که ما پرهیزکارانه رفتار می‌کنیم، در کاری که انجام می‌دهیم کفایت داریم و این‌که اگر بخواهیم می‌توانیم به شکل موفقی در سراسر زندگی خود رقابت کنیم.

درباره ی ColinMax

مطلب پیشنهادی

تئوری انتخاب

تئوری انتخاب { به صورت مختصر} مولفه های اصلی تئوری انتخاب: ۱٫نیازهای اساسی   ۲٫دنیایی مطلوب   …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *